رضا رحمتى / عبد الحسين بينش
42
جلوه اى از حكومت علوى (فارسى)
مىكنم ، به شرط اينكه علاوه بر عمل به كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، به سيره و روش ابوبكر و عمر نيز رفتار كنى و هيچ يك از بنىهاشم را هم بر كارها نگمارى ! على عليه السلام در مقابل دو شرط اخير برآشفت و فرمود : « تو را چه رسد كه براى من تكليف معين كنى ؟ من وظيفهام تلاش براى سربلندى امّت است و هر كس ، امين و شايسته باشد او را برمىگزينم ، خواه از بنىهاشم باشد يا از غير آن و من بر طبق كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و علم و دانش خودم عمل مىكنم » عبدالرحمن روى اين دو شرط آخر پافشارى كرد و وقتى اميرمؤمنان عليه السلام آنها را نپذيرفت ، خلافت را به « عثمان » واگذار نمود . « 1 » آنچه گذشت فشردهاى از جريان شوراى تعيين خليفه بود . در اينجا لازم است ديدگاه اميرمؤمنان عليه السلام را نيز در مورد اين شورا يادآور شويم . حضرت على عليه السلام گرچه از ابتدا مىدانست كه جريان شورا يك بازى سياسى براى انحراف خلافت است ، ولى براى حفظ وحدت و مصالح ديگر در شورا شركت كرد و در بين مذاكرات و پس از آن ، ماهيت اين شورا را به خوبى روشن نمود . حضرت على عليه السلام پس از اينكه « عبدالرحمن بن عوف » ايشان را به روش ابوبكر و عمر دعوت كرد ، فرمود : « با وجود كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، احتياج به راه و روش ديگرى نيست و پافشارى تو روى اين شرط ، براى جلوگيرى از خلافت من است » « 2 » و در مورد ديگرى فرمود :
--> ( 1 ) - الامامة والسياسة ، ج 1 ، ص 28 - 30 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 227 - 238 ، با تلخيص . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 162 .